![]() |
![]() |
|
| در سراشیب نخستین دیدار, دلم از دست تو افتاد و شکست. بی دل ای دوست, از این پس چه کنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 1:3 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
وقتی کاری انجام نمیشه، حتما خیری توش هست. وقتی مشکلی پیش میاد، حتما حکمتی داره . وقتی تو زندگیت، زمین بخوری حتماچیزی هست که باید یاد بگیری وقتی همه درها به روت بسته میشه، حتما خدا میخواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده وقتی دلت تنگ میشه، حتما وقتشه با خدای خودت تنها باشی
=====================================================
.....................................@@@@@_______ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
مرگ دهانش را باز مي كرد و مرا با همه آرزوهايم مي بلعيد تا به خاطر رسيدن به آرزوهايم تسليم خواسته هاي ديگران نباشم ****************************************** بگذاريدوبگذريد
چشم بيندازيدودل مبازيد
ببينيدودل مبنديد كه دير يا زود بايد گذاشت وگذشت ! .............................................................................................................
دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر وناز شاخه ترد و ظریفی دارد بی گمان سنگ دل است آنکه روا می دارد جان این ساقه نازک را - دانسته- بیازارد ************************************************************* مردن آن نيست كه در گور سياه دفن شوم مردن آن است كه از خاطره ها محو شوم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
گفتم بينديش ز آسمان و سرنوشت
گفتي غمين مباش كه آن كور و اين كر است
ديدي كه آسمان كور و سرنوشت كر
صد ها هزار مرتبه از ما قوي تر است؟ ************************************************** .....♥#########♥ مني كه هميشه عاشقت بودم تو برو سفر فراموشم بكن اما من هميشه عاشق مي مونم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم مهر 1384ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
پرواز کن مرغ رها
تا اوج تا بی انتها تا بينهايت پر بزن دور از زمين سوی خدا پرواز کن تا آسمان تا آسمان بی کران بگشای بال کوچکت در انتظار ما نمان دور از تصور پر بکش جام غزل را سر بکش از ابرها در آسمان تصويری از باور بکش پرواز کن پرواز کن پرواز را آواز کن
*************************************************************** ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشويم.
ای کاش می توانستم ابر باشم تا سايه بانی از محبت بر رويت می گستراندم.
ای کاش می توانستم اشک باشم تا هرگاه که آسمان چشمهايت ابری می شد باريدن می گرفتم.
ای کاش می توانستم يک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دستها در کنار تو پرواز می کردم.
ای کاش می توانستم سايه باشم تا نزديک ترين کس به تو بودم.
آری؛ ای کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 5:36 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون شدن در ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
پنجره اي به اجبار
احساسي را در من گم كرده وقتي به زير مهتاب اتاقم نه به خورشيد رسم نه به بن بست... نه غروب نه طلوعم خودم گم شده در من تا به كنجي پنجره را براي نشكستن بغل كنم ! -------------------------------------------------------
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه اسرار يعني مخزن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
عشق ==========================
عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني غرقه گشتن در سراب عشق يعني حلقه هاي بي حساب عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لحظه ها عشق يعني آبي بي انتها عشق يعني زرد و تنها وغريب عشق يعني سرخي ظاهر فريب ============================================================ هنوزم چشمهاي تو مثل شباي پر ستاره ست هنوزم ديدن تو برام مثل عمر دوباره ست هنوزم وقتي مي خندي دلم از شادي مي لرزه هنوزم با تو نشستن به همه دنيا مي ارزه اما افسوس تو رو خواستن ديگه ديره ولي افسوس به نخواستن دلم آروم نمي گيره =============================================================
************************************************************ اگه باشي با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش وقت بيداري مهتابعاشقانه ياد من باش
عشق یعنی بی نهایت تا خدا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق و باز هم عشق عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست وبی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی سوز نی،آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله با چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی تیمم با نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 4:2 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
هركس به طريقي دل ما مي شكند بيگانه جدا دوست جدامي شكند بيگانه اگر ميشكند حرفي نيست در عجبم دوست چرا ميشكند |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 3:27 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 3:18 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 1:19 قبل از ظهر توسط حامد |
|
|||
|
ای مسافر غریبه چرا قلبم و شکستی رفتی و تنهام گذاشتی دل به نا باوری بستی ای که بی تو تک و تنها توی این غربت و سردی می دونم بر نمی گردی شدی همرنگ دو رنگی همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود چرا فکر کردی بجز من کسی دیگه لایقت بود رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو واسه من باقی گذاشتی التهاب لحظه هاتو حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی از تمامی عزیزان خواهشمندم که نظر خودتونو در مورد این وبلاگ بگین با تشکر و سپاس فراوان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1383ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مرا آغازیست بی پایان
شروعی از آنسوی خلقت و جاودانگی تا... بی پایانیم بی پایان و این جایگاه ماست شروع بی پایان >>> حامد <<< |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1389 آذر 1387 بهمن 1385 مهر 1384 شهریور 1384 شهریور 1383 |
| پیوندها |
|
بهترین عشق |
|
RSS
|